شکوهِ رقصِ باروک: گامی به سوی گذشته

رقصِ «مینوئه» در سُل مینور اثر جُرج فریدریش هِندل و ظرافت بی‌زمان آن

27 مارچ ۲۰۲۵ | موسیقی باروک | نوشته احسان شارعی
تصویر اصلی وبلاگ
تصویر: رقصِ مینوئه در دوران باروک؛ ضیافتی از گام‌های موزون

سادگیِ باروک در برابر پیچیدگیِ کلاسیک

گوش سپردن به موسیقی دوران باروک (1)، گویی قدم گذاشتن در جهانی از سادگیِ پیراسته است؛ جایی که هر نُت، بی‌آنکه زیر بارِ تزیینات مضاعف کمر خم کند، در خدمت هدفی روشن است. برخلاف دوره‌ی جدید ترِ موسیقی کلاسیک که با خود پیچیدگی‌های بیشتر، عمقِ عاطفی و تضادهای دراماتیک را به ارمغان آورد، ساخته‌های دوران باروک همچون قطعۀ رقصِ مینوئه (2) در سُل مینورِ اثر جُرج فریدریش هِندل (3) بر الگوهای ساختارمند، تکرارهای باوقار و کیفیتی رقص‌گونه تکیه دارند که شنونده را هم‌زمان به تامل و حرکت وا می‌دارد. این مینوئه، نمونه‌ای تمام‌عیار است؛ قطعه‌ای که در ظاهر ساده، اما در بیان بسیار غنی است. اثری که نه با شکوهِ ظاهری، بلکه با زیباییِ صیقل‌خورده‌اش در آزمون زمان سربلند مانده است.

مینوئه در سل مینورِ هندل: رقصی جاودانه

این قطعه که توسط جُرج فردریک هندل تصنیف شده، تمام نشانه‌های دوران موسیقی باروک را در خود دارد: وضوحِ ملودی، ریتمِ استوار و نجابتی ذاتی که برازنده‌ی رقص‌های درباری قرن هجدهم میلادی است. اگرچه هندل را بیشتر با اپراهای عظیم و اوراتوریوهایش (4) می‌شناسند، اما قطعات کوچک او برای سازهای کلاویه‌ای (5) نظیر اُرگ، هارپسیکورد و بعدها پیانوی مُدرن، سویه‌ی صمیمیِ نبوغ او را آشکار می‌کنند. این مینوئه با جمله‌بندی‌های جاری و ساختارِ متوازنش، توانایی هندل را در خلق موسیقی‌ای نشان می‌دهد که هم‌زمان باوقار و به شکلی غریزی، دلنشین است. این اثر که در اصل برای هارپسیکورد نوشته شده بود، بعدها برای سازهای مختلف تنظیم شد که هر روایت، پرتوی نویی بر جذابیتِ ظریف آن می‌تاباند.

تصویر: پرتره‌ی جرج فردریک هندل
تصویر: پرتره‌ی جرج فردریک هندل

اجرایی با سازهای تاریخی: طنینِ اصالت

یکی از اجراهای خیره‌کننده‌ی این مینوئه، متعلق به هانکه فان پروسدی (6) است که با درکِ عمیق از اصالتِ دوران موسیقی باروک، به این قطعه جان می‌بخشد. در این اجرا، سه سازِ تاریخیِ متمایز به کار گرفته شده‌اند: گیتار باروک (7)، ویولا دا گامبا (8) و ریکوردرِ باروک (9). برخلاف همتایان مدرنشان، این سازها صدایی لطیف‌تر و پُر از جزئیاتِ صوتی تولید می‌کنند که هر یک به نوبه‌ی خود، به زیباییِ طنینِ اثر می‌افزایند.
گیتار باروک با سیم‌های زخمه‌ای‌اش، بافتی شفاف و مفصل‌بندی‌شده (Articulate) ایجاد می‌کند، در حالی که ویولا دا گامبا، طنینی گرم و رزونانسی خاص دارد که کاملاً از ویولنسل‌های امروزی متمایز است. ریکوردرِ باروک نیز با صدایی که بیش از فلوت‌های مدرن، نفس‌آلود و پراحساس است، کیفیتی غِنایی به اثر می‌بخشد که خصلت رقص‌گونه‌ی مینوئه را دوچندان می‌کند. این سازها در کنار هم، چشم‌اندازی صوتی خلق می‌کنند که شنونده را به زمانه‌ی هندل می‌برد و شکوه و ظرافتی را که مُعرفِ عصرِ باروک بود، به ما یادآوری می‌کند.

پی‌نوشت‌ها

(1) موسیقی باروک: سبکی از موسیقی هنری غرب (تقریباً از ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی) که با تزییناتِ پُرظرافت و تضادهای دراماتیک شناخته می‌شود. بازگشت
(2) جُرج فردریک هندل: آهنگساز برجسته‌ی آلمانی-انگلیسی عصر باروک که به خاطر اپراها، اوراتوریوها و آثار سازی‌اش شهرتی جهانی دارد. بازگشت
(3) Minuet (مینوئه): رقصی اجتماعی با ریشه‌ی فرانسوی که اغلب به عنوان یکی از بخش‌های اصلی در «سوئیت‌»های موسیقی کلاسیک گنجانده می‌شد. بازگشت
(4) Oratorio (اوراتوریو): یک ترکیب موسیقایی بزرگ‌مقیاس برای ارکستر، گروه کُر و تک‌خوان‌ها که معمولاً مضمونی مذهبی و روایی دارد، اما برخلاف اپرا، بدون بازیگری و طراحی صحنه اجرا می‌شود. بازگشت
(5) Keyboard Instruments (سازهای کلاویه‌ای یا شستی دار): هنرمند این سازها از طریق مکانیسم‌های مکانیکی (ضربه زدن یا زخمه زدن به سیم) صدا تولید می‌کنند، هارپسیکورد، اُرگ و پیانو از نمونه این خانواده از سازها می‌باشند. بازگشت
(6) هانکه فان پروسدی: موسیقی‌دان معاصر و متخصص در اجرای آثار تاریخی با سازهای اصلی آن دوران. بازگشت
(7) گیتار باروک: سازی پنج‌سیم که در فاصله‌ی سال‌های ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ محبوبیت زیادی داشت و نقشی کلیدی در همراهی و تک‌نوازی‌های آن دوران ایفا می‌کرد. بازگشت
(8) ویولا دا گامبا: سازی آرشه‌ای و پرده‌دار از اجدادِ ویلنسل (Fretted) که در دوران رنسانس و باروک رواج داشت و صدایی کاملاً متمایز از سازهای آرشه‌ای امروزی در موسیقی کلاسیک دارد. بازگشت
(9) فلوت ریکوردر باروک: نوعی ساز بادی از خانواده‌ی ریکوردرها که در عصر باروک با انگشت‌گذاری و ویژگی‌های صوتیِ مخصوص به خود طراحی و استفاده می‌شد. بازگشت

اشتراک‌گذاری این مطلب